خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





فرهنگ نقد و نقد فرهنگی


    یکی ازوجوه ممیزه جوامع توسعه یافته نسبت به جوامع توسعه نیافته ودرحال توسعه، پیشرفت فرهنگی است.از شاخصه های این نوع پیشرفت رواج فرهنگ نقد درجامعه است .نقد وبررسی هرموضوعی برای دست یافتن به نقاط ضعف وقوت آن خوددلیل ارزشمند بودن آن موضوع است.چون درواقع مطالب کم اهمیت ارزش نقد ندارند.ازطرفی نقد عالمانه سبب رشد وپختگی یک اندیشه وموفقیت یک عملکرد است به شرطی که قوانین حاکم بر انجام نقد منصفانه رعایت شود.

    اولین شرط این است که در نقدعالمانه،یک نظریه یا عملکرد موردبررسی قرار  گیرد نه صاحب آن فکر وعمل.نقد وقتی دراین قالب بماند وعلمی باشد سبب شکوفایی شده وحتما مورد استقبال هم قرار خواهد گرفت.اما بدترین کاراین است که به بهانه نقد ،اندیشه رارها کرده وبه شخصیت صاحب آن بپردازیم.وظیفه یک ناقد هرگز نقد وقضاوت درباره یک شخصیت نیست ودراین مقام هم نیست.این عمل سبب عکس العمل شدید وگاهی غیرمنطقی افراد می شود.یعنی انسانها معمولا با دلیل وبرهان می پذیرند که دربخشی ازتفکراتشان تجدیدنظرکنند،اما هرگز نمی پذیرند که شخصیت آنها بررسی شود. رواج این مسئله درکشورهای در حال توسعه چون کشورما سبب تیرگی روابط بین ناقدوصاحب اثر می شودودرکل ،نقد وبررسی انتقادی را به امری مذموم تبدیل کرده است .در حالی که در شکل صحیح نقد،ناقد همواره برای یافتن نکات ضعف یک اثر مورد تقدیر قرارگرفته وحتی هدایایی هم ازجانب اودریافت میکند.(عموما دراروپای غربی یک جلد ازکتاب ازطرف نویسنده به ناقد اهدا می شود).تصور کنید درجریان انتخابات 88 اگر کاندیداهای محترم به جای نقدشخصیت ومتهم کردن یکدیگربه نقد آرا وبرنامه های هم می پرداختند چه می شد؟عجیب است که با آن همه تاکید که بر"ماقال"شده تا"من قال"،گاهی نخبگان هم نمی توانند در دایره نقدنظرات وعملکردها بمانند.

    از طرفی مردمی که در یک جامعه توسعه یافته فرهنگی زندگی می کنند نیز دارای این قوت تشخیص هستند که بدیها وخوبی ها راباهم ببینند ونسبت به شخصیتهای مشهور در مقام قضاوت ننشینند.به این ترتیب هرکس در بعدی که باید مورد تحسین قرارگیرد،به شهرت می رسد.دیگر قرار نیست یک فوتبالیست خوب ،یک انسان متعالی،یک دانشمند تحصیل کرده و..... هم باشد.یا یک سیاستمدار خوب که الزاما درحکومت دینی باید با اخلاق هم باشد دیگر هیچ عیب وایرادی نداشته باشد.

    رواج چنین دیدگاهی سبب می شود که افراط وتفریط صورت نگیرد ومرتب جامعه ملتهب نشود.ما همه انسانیم وچائز الخطا.هیچ کس فرشته ومعصوم نیست .هم دچارخطا می شویم وهم گناه.پس بپذیریم وهمانطور که پیشانی بندگی در مقابل حق فرو می آوریم وطلب بخشش می کنیم،اگر این خطاها سبب متضرر شدن مردم شده است،متواضعانه ازآنان طلب بخشش کنیم.البته به شرطی که مردم نیز در این سطح از خرد وفرهنگ باشند که پذیرش خطا را دلیل برقلت آن بدانند واینکه صاحب خطا بیشتر کارهایش برصواب بوده واز اندک خطایش شرمساراست نه اینکه به یکباره خط بطلان برعملکرد اوبکشند.

    به نظر می رسد ارتقای فرهنگی جامعه،رواج فرهنگ صبر،تدبیر وخویشتنداری از حیاتی ترین نیازهای کنونی جامعه ماست که باید موردتوجه کاندیداها واقع شود.

    اکنون بیش ازآنکه مشکلا ت اقتصادی،درمانی و...در نگاه یک بازدید کننده خارجی از ایران به چشم آید،رفتارهای عصبی وپرخاشگرانه ای که درنحوه رانندگی،تعامل کسبه با خریداران،دروغگویی وعدم اعتماد عمومی و...وجوددارد تاسف برانگیز است.این بی قراریهای فرهنگی ،رفتار ملتی را منعکس می کند که به هزاران سال فرهنگ وتمدن می بالد.


    این مطلب تا کنون 8 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : توسعه ,فرهنگی ,شخصیت ,جامعه ,کرده ,صاحب ,توسعه یافته ,جوامع توسعه ,
    فرهنگ نقد و نقد فرهنگی

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده